تو اونجا و من اینجا، امان از درد دوری
من ماندم و رویاها ، نه شوق و نه سُروری
امان از درد دوری امان از درد دوری
دور از تو من ندارم ، نه شور و نه غروری
آه ای خدای عالم ، تا کی غم صبوری
امان از درد دوری امان از درد دوری
هجرت اجباری اگر، از تو جدا کرده مرا
خیال نکن که لحظه ای ، عشقت رها کرده مرا
همش به خود امید میدم، به جسم دل نوید میدم
میگم تموم شد حادثه ، فصل رهایی میرسه
امان ، امان ، امان از درد دوری امان از درد دوری
دور از تو نالة غمت ، در دل من شکفته
اشکهام روا به همه ، دونه به دونه گفته
خدا میدونه بی تو من ، یه روز خوش ندیدم
گریه کرده هرکسی که قصه ام رو شِنُفته
امان ، امان ، امان از درد دوری امان از درد دوری
تو اونجا و من اینجا، امان از درد دوری
من ماندم و رویاها ، نه شوق و نه سُروری
امان از درد دوری امان از درد دوری
دور از تو من ندارم ، نه شور و نه غروری
آه ای خدای عالم ، تا کی غم صبوری
امان از درد دوری امان از درد دوری
امان امان امان .........